ویژگی های عمومی فرهنگی ؛پایان نامه در مورد بیمه

دانلود پایان نامه

 

ویژگی های عمومی فرهنگی:

با وجود گوناگونی و تنوع فرهنگ ها، همه فرهنگ ها دارای ویژگی های مشترک می باشند که این ویژگی ها عبارتند از:

  • فرهنگ آموختنی است: فرهنگ خصوصیت غریزی و ذاتی نیست و نمی توان آن را از راه زیستن به دیگران منتقل کرد. به عبارت دیگر انسان هیچ گونه الگوی رفتاری پیچیده ای که ذاتی باشد ندارد. فرهنگ از مجموعه ای از عادات پدید می آید. به دلیل اینکه فرهنگ پدیده ای آموختنی است، باید پیرو قانون یادگیری باشد، و بر آن پایه می توان نوعی از همگونی و همنواختی را در همه فرهنگ ها طبیعی به شمار آورد (طوسی، 1372، ص 6).
  • فرهنگ آموخته می شود: همه جانوران توانایی یادگیری دارند ولی تنها انسان می تواند سرمایه ی چشمگیری از عادات آموخته شده خود را به فرزندانش منتقل سازد که عامل برتری انسان بر دیگر جانوران در فرآیند آموزش و پرورش زبان است، بنابراین زبان در پدیده آوردن فرهنگ نقش عمده ای دارد (طوسی، 1372، ص 6).
  • فرهنگ اجتماعی است: عادت های فرهنگ نه تنها آموخته می شود و در طول زمان به دیگران منتقل می شوند، بلکه ریشه های اجتماعی دارند و شماری از مردم در گروه ها و جامعه ای که زندگی می کنند در آن شریک هستند و بر پایه همین ریشه اجتماعی نوعی همنواختی و همگونی نسبی در آن به چشم می خورد عادت هایی که اعضای یک گروه اجتماعی در آنها شریک هستند، فرهنگ، آن گروه را پدید می آورند. به گفته «مالینوفیسکی» فرهنگ انسان را از فرد بودن به گروه اجتماعی بالا می برد و به گروه پیوستگی و دوام نامحدود می بخشد. (طوسی، 1372، ص 8)
  • فرهنگ پدیده ای ذهنی و تصوری است: تا اندازه زیادی عادات گروهی که فرهنگ از آنها پدید می آید به صورت هنجارها یا الگوهای رفتاری آرمانی، ذهنی می شوند یا در کلام می آیند و بنابراین تا اندازه ای سودمند است که فرهنگ را یک پدیده ذهنی و نمادی بدانیم و یک عنصر آن را اندیشه مقبول سنتی به شمار آوریم که از سوی اعضای گروه یا پارگروه ها پذیرفته می شود (همان منبع).
  • فرهنگ خشنودی بخش است. فرهنگ همواره به ضرورت نیازهای اولیه زیستی و نیازهای ثانوی برخاسته از آنها را برآورده می سازد. فرهنگ از عادات ساخته شده است، و عادات تا زمانی که خشنودی می آفرینند، پایدار می مانند. بدین جهت عامل بنیادی در رفتار عادی خاستگاه ـ یا سرچشمه رفتار نیست، بلکه پیامد و پایان آن است. (همان منبع)
  • فرهنگ سازگاری می یابد: فرهنگ دگرگون می شود و فرآیند دگرگونی آن همراه با تطبیق و سازگاری است. فرهنگ گرایش دارد تا با خواهش های زیستی و روانی انسان سازگاری یابد. در حالی که اوضاع زندگی دگرگون می شود. شکل های سنتی از فراهم آوردن خشنودی نهایی باز می مانند و از میان برداشته می شوند، نیازهای تازه پدید می آیند یا ادراک می شوند و سازگاری های فرهنگ در برابر آنها حاصل می شوند (همان منبع، ص 9).
  • فرهنگ یگانه ساز است: به عنوان یک پدیده فراگرد سازگاری، عناصر هر فرهنگ گرایش به آن دارند تا پیکری یکپارچه و به هم بافته و سازگار پدید آورند. یکپارچه سازی به زمان نیاز دارد و پیش از آنکه یک فراگرد سازگاری کامل گردد، دگرگونی های دیگر پدید می آید و در نتیجه همواره به نام «پس ماندگی فرهنگی» تحقق پیدا می کند (همان منبع).

 

 

دانلود پایان نامه