مفهوم سیاست تقسیم سود،پایان نامه درباره سرمایه گذاری

دانلود پایان نامه

 

سیاست سود تقسیمی از منظر تئوری نمایندگی

بازار سرمایه به عنوان نبض اقتصادی کشورهای توسعه یافته، یکی از مهمترین منابع تامین مالی و ابزار تخصیص کارآمد منابع تلقی می گردد که در رویکردهای اثباتی جهت تبیین الگوهای رفتاری بازار و سرمایه­گذاران، همواره در کانون توجه محققین و پژوهشگران مالی وحسابداری قرار دارد. علی رغم وجود نواقصی در ساختار بورس اوراق بهادار تهران و عدم آشنایی خانوارهای ایرانی با سرمایه گذاری های مالی بورس اوراق بهادار همچنان از جذابیت هایی برای سرمایه گذاری برخوردار است و مطالعه پیرامون آن
می­تواند در بهبود الگوهای رفتاری سرمایه گذاران و تخصیص بهینه منابع اقتصادی کشور موثر باشد. سرمایه­گذاران در بورس اوراق بهادار، کسب منافع از محل سود تقسیمی شرکتها و افزایش قیمت سهام را هدف قرار داده، به امید افزایش بازدهی و ثروت به سفته بازی می پردازند. در این راستا اتخاذ سیاستهای سیاست سود تقسیمی مناسب، از جمله مسائلی است که می تواند بر علایق و انگیزه های سرمایه گذاران و هدایت منابع بازار موثر باشد. تا کنون مطالعات متعددی در این زمینه انجام شده و تحلیل های مختلفی پیرامون عوامل موثر بر سیاست سود تقسیمی شرکتها صورت گرفته است. یکی از مسائلی که در این زمینه مطرح و مورد بررسی محققان قرار گرفته است، مساله نمایندگی مرتبط با انگیزه های توزیع سود از دید صاحبان منافع است. درحالی که خط مشی اصلی شرکت و نظارت بر اجرای آن در اختیار هیات مدیره است، اما تبدیل این خط مشی به برنامه اجرایی فعالیت بنگاه، در محدوده اختیارات مدیر عامل یا مدیر اجرایی شرکت قرار دارد که در نهایت انتظار می رود همگی همسو با منافع مالکان باشد. بدین ترتیب علاوه بر عدم هماهنگی منافع سهامداران مختلف که می تواند بر سیاستهای کلان شرکت تاثیر گذار باشد، تضاد منافع مدیران اجرایی و مالکان نیز می تواند منجر به ناهمگونی سیاستهای مطلوب مالکان و مدیران گردد (مستوری، 1384). در این راستا به تبع پیچیدگی سازمانها و گسترش فعالیت بنگاههای اقتصادی، توجه و تاکید بر نحوه تصمیم گیری مدیران در خصوص مدیریت منابع، افزون گشته، تصمیم های مرتبط با خط­مشی تقسیم سود نیز اهمیت ویژه ای یافته است. این گونه تصمیم ها که به پیشنهاد مدیریت سطح عالی و تصویب مالکان اتخاذ می گردند، اهداف بلند مدت شرکت را تحت تاثیر قرار می دهد. از طرفی یکی از مهمترین عواملی که سرمایه گذاران هنگام ارزشیابی سهام شرکت مورد توجه قرار می دهند جریانهای نقدی ناشی از سرمایه گذاری در سهام عاید شده و میزان آن متاثر از سیاست تقسیم سود شرکت است (خاکساری، 1385). سود تقسیمی توسط شرکتهای موفق ممکن است در دارایی های عملیاتی سرمایه گذاری شود، در تحصیل اوراق بهادار و بازپرداخت بدهی استفاده شود و یا این که بین سهامداران توزیع شود. سیاست تقسیم سود از موضوعات مورد توجه ادبیات مالی در سالهای اخیر بوده و تاکنون مطالعات مختلفی در خصوص توجیه دلایل و نحوه توزیع سود بین سهامداران و توجه سرمایه گذاران به سود تقسیمی صورت گرفته است و این موضوع به عنوان معمای سود تقسیمی در ادبیات مالی همچنان مطرح است (امیدو و آبور، 2006). سود سهام نقدی، بواسطه عینیت و ملموس بودن از جایگاه ویژه ای نزد مالکان شرکت برخوردار است و سرمایه گذاران شرکت با هدف آگاهی از توان ایجاد نقدینگی و توزیع آن بین سهامداران، علاقه ویژه ای به این مقوله دارند.از اینرو بخشی از توان و توجه مدیران شرکتها معطوف به مقوله ای است که از آن به عنوان سیاست تقسیم سود یاد می شود. اما مهمتر از سیاست تقسیم سود، ریشه یابی اتخاذ دلایل یک سیاست تقسیم سود مشخص از سوی شرکت هاست. این موضوع می تواند راهگشای تصمیم گیری های مهم اقتصادی برای گروههای مختلف ذی نفع، به ویژه سرمایه گذاران باشد. زیرا دلایل و عوامل تعیین کننده حاصل از این ریشه یابی، نه تنها به توزیع رفتار شرکتها در گذشته کمک می نماید، بلکه ابزاری را برای پیش بینی حرکت و مسیر آتی آنها در این حوزه فراهم می آورد (جهانخانی، 1384). تصمیم های مرتبط با توزیع سود سهام، نوعی تصمیم تامین مالی تلقی می شود که از طرفی بر بازدهی سهامداران موثر است و در مقابل بر میزان سود انباشته و سرمایه گذاری مجدد سود در شرکت تاثیر دارد. سیاست سود تقسیمی، بیانگر سیاست پرداخت شرکت و میزان وجه نقدی است که میان سهامداران توزیع می شود (بیکر و کنت، 2009). حل تضاد مرتبط با توزیع سود و خروج منابع نقدی از شرکت یا سرمایه گذاری مجدد سود در شرکت وایجاد تعادل بین این دو مقوله و تامین منابع مورد نیاز برای رشد آتی شرکت،تصمیمی پیچیده و حائز اهمیت است. زیرا تصمیم های توزیع سود سهام، سرمایه گذاری و تامین مالی با هم در ارتباط می باشند و مدیریت نمی تواند سیاست سود تقسیمی را جدا و منفک از سایر تصمیم ها در نظر بگیرد (مییرز و مجلوف، 1984). مالکان و مدیران شرکتها، سیاست سود تقسیمی را با دقت انتخاب می نمایند، زیرا به تاثیر آن بر ارزش شرکت و ثروت سهامداران اعتقاد راسخ دارند (بیکر، 1985). سرمایه گذاران نیز چنین نگرشی دارند، زیرا سود نقدی تقسیمی عاملی موثر بر وجه نقد مورد انتظار آتی و بازده مورد انتظار خود می دانند (بیکر وکنت، 2009). مقوله سیاست تقسیم سود از منظر تئوری نمایندگی نیز قابل بحث است. از این منظر، هزینه نمایندگی ناشی از تضاد بالقوه ای است که میان منافع مدیران و سهامداران وجود دارد. از این رو زمانی که مدیران مالک، بخشی از سهام خود به سرمایه گذارانی که در مدیریت نقشی ندارند، می فروشند، هزینه نمایندگی افزایش می یابد (پرویت، 1991). پرداخت سود سهام به عنوان یکی از ابزارهای موثری تلقی می شود که می تواند بوسیله مدیران، جهت کاهش تعارضهای نمایندگی در شرکت بکار گرفته شود (باتالا و بااو، 1995).پرداخت سود سهام به دو دلیل ممکن است تضاد نمایندگی در شرکت را کاهش دهد. نخست، پرداخت سود سهام میزان وجه نقد آزاد شرکت(FCF) که ممکن است بوسیله اشخاص دارای اطلاعات محرمانه در زمینه پروژه های موجود، به نفع خود و هزینه سهامداران صرف شود را کاهش میدهد (دی آنجلو، استولز، 2007). دوم اینکه سودهای سهام تقسیمی، شرکتها را در معرض بازرسی های مکرر از سوی بازارهای سرمایه قرار می دهد، زیرا پرداخت سود سهام، احتمال انتشار سهام عادی جدید را افزایش میدهد (استربروک، 1984). اعضای غیر موظف هیات مدیره نیز به عنوان ساز و کار مفید و موثری در رفع تضاد نمایندگی در زمینه سودهای تقسیسمی شرکت تلقی می شوند (باتالا و بااو، 1995). وجود این گروه، به نظارت و کنترل اقدامات مدیران اجرایی کمک کرده، هزینه های نمایندگی راکاهش می دهد (جنسن و مک لینگ، 1976).

 

دانلود پایان نامه