متداولترین روش های اندازه گیری سرمایه فکری.پایان نامه درباره مولفه های سرمایه فکری

دانلود پایان نامه

روش های اندازه گیری سرمایه فکری

در یک سازمان دانش محور که در آن دانش بخش بزرگی از ارزش یک محصول و همجنین ثروت یک سازمان را تشکیل می دهد،روش های سنتی جسابداری که مبتنی بر دارایی های مشهود و نیز اطلاعات مربوط به عملیات گذشته سازمان هستند،برای ارزش گذاری سرمایه فکری که بزرگترین و ارزشمندترین دارایی برای آنهاست، ناکافی هستند(سولیوان،2000).بنابراین رویکرد سرمایه فکری برای سازمانهایی که می خواهند از ارزش عملکردشان به خوبی آگاهی داشته باشند،جامع تر است(هاوس و اسوندسن،1998).

از سال 1990 تحقیقات در زمینه سرمایه فکری،مدیریت کارآمد و گزارش دهی آن بر ارائه روش های مختلف جهت انجام این امر تمرکز داشت و در نتیجه مدل های متعددی ایجاد شد(کاراگیانیتز و نمنتز،2009).

یک تفاوت کلیدی ما بین مدل های مختلف اندازه گیری سرمایه فکری به اولویتی بر می گردد که هریک از آنها به اندازه گیری سرمایه انسانی و اجتماعی داخلی و خارجی می دهند.برخی از این مدل ها تمایل دارند که بر سرمایه مشتری تاکید کنند در حالی که برخی دیگر بر سرمایه انسانی درون سازمانی توجه می نمایند(زمانی،1390).بحثی که در ادامه می آید یک نگرش کل نگر در خصوص مدل های موجود اندازه گیری دارایی های دانش به همراه مقایسه تطبیقی آنها فراهم می کند.

2-10-1- مدل سنجش عملکرد اثر بخش(کیوی تابین)[1]

مدل سنجش عملکرد اثربخش، جزو مدل های مبتنی بر سرمایه ی بازار است که درسال 1969 میلادی توسط جیمز تابین-برنده ی جایزه ی نوبل اقتصاد سال 1981 میلادی-، معرفی شده است. در این مدل ریاضی ساده ی موثر،که به کیوی تابین مشهور است، نسبت ارزش بازار به هزینه های جایگزینی دارایی های شرکت، صرف نظر از نرخ بهره، با رویکرد پیش بینی رفتار سرمایه گذاران مورد محاسبه قرار می گیرد. به عبارت بهتر ” مقدار کیو” ، حاصل تقسیم ارزش بازار شرکت بر هزینه های جایگزینی دارایی های شرکت است . کیوی تابین ، در ابتدابا هدف ایجاد مدلی به منظور پیش بینی تصمیمات سرمایه گذاران سازمان فارغ از عامل های اقتصادی خردی چون نرخ بهره، طراحی شده بود. در واقع استدلال اصلی نهفته در این نیست ، مبتنی  بر ملاحظه ، و عطف و ارجاع به این منطق رفتاری سازمان است که ، اگر دارایی خاصی کم ارزش تر از هزینه ی جایگزینی آن باشد ، سازمان تمایلی به خرد و اکتساب آن دارایی نخواهد داشت و رد مقابل سازمان به سرمایه گذاری بر دارایی هایی که بیش از هزینه های جایگزینی خود ارزش داشته باشد ، علاقه مند خواهد بود.

یکی از مهم ترین مزیت های مدل کیوی تابین نسبت به سایر مدل هایی که از مقایسه ی ارزش بازاری به ارزش دفتری استفاده می کنند، توجه به تاثیرات بازده نزولی است . از این رو هنگامی که مقدار ” کیو” بسیار بالا باشد ( فرضا، یک دارایی دو برابر هزینه های جایگزینی خود ارزش داشته باشد) ، شرکت بازده فوق العاده ای از قبل آن دارایی به دست خواهد آورد و تقریبا هیچ بازده نزولی را تجربه نخواهد کرد . این حالت ، در واقع حالتی است که اقتصادانان از آن به عنوان ” انحصار منابع ” یاد می کنند ، یعنی :توانایی یک شرکت در اکتساب منافع بسیار زیاد به سبب در اختیار داشتن چیزی که دیگران فاقد آن هستند . شاید بتوان این موضوع را تعریف نسبتا خوبی از سرمایه ی فکری به حساب آورد ، چرا که در صورت فرض شرکتی که مانند رقبا از دارایی های ثابت مشابهی برخورداراست ، با این تفاوت که این شرکت با یکی از رقبا مالکیت یا دسترسی به موردی منحصر به فرد ، مانند : سامانه ها ، مشتریان ، و… را در اختیار دارد که کمک می کند تا نسبت به سایرین درآمد بیشتری کسب کند ، بسیار به مفهوم اثر بخشی سرمایه ی فکری نزدیک خواهد بود. به عبارت بهتر نرخ بالای ” کیو” را به دفعات می توان در سازمانهایی با میزان برخورداری بالا از فناوری و دانش ، و نسبت مناسب به کارگیری این داشته های سازمانی ، مشاهده نمود(توکلی،1390،44).

Q=Market Value/asset vaue

 

نسبت کیو توبین همان نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری است که توبین به جای ارزش دفتری از هزینه دارایی مشهود در محاسبات خود استفاده نموده است.با استفاده از جایگزین تعدادی از مشکلات نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری خنثی شد(سلیمانی،52،1389).

 

2-10-2- مدل ارزش افزوده بازار(MVA)

بنا به تعریف ارزش افزوده بازار یک اندازه گیر موجودی و ارزش است.که اختلاف ارزیابی یک شرکت و ارزش ثبت شده را در یک نقطه مشخص در زمان مشخص می کند.در بررسی انجام شده از ارزش افزوده بازار در پایان دو دوره متفاوت می توان به یک نسبت میانگین از تغییرات در بین دو نقطه در طول زمان رسید(سلیمانی،1389).

 

2-10-3- مدل ارزش بازار به ارزش دفتری(MBV)

ارش بازار به ارزش دفتری با ارزش های موجود در بازار و ارزش های موجود در صورت های مالی سنجیده می شود.

معایب این روش:

1)عامل خارجی می تواند در ارزش بازار موثر باشد.2)ارزش دفتری و ارزش بازار در برخی موارد ارزش واقعی شرکت ها را معرفی نمی کند.3)منجر به تفاوت روش های حسابداری بکار گرفته شده در شرکت می شود(نیکومرام و اسحقی،1389).

 

2-10-4- مدل ارزش افزوده اقتصادی(EVA)

ارزش افزوده اقتصادی توسط استرن استوارت برای اندازه گیری عملکرد فراگیری ارائه شد که از متغیرهایی چون بودجه بندی سرمایه،برنامه ریزی مالی،تنظیم اهداف،اندازه گیری عملکرد،ارتباطات  سهام داران و تشویق جبران حسابداری ویژه برای برای همه روش هایی که ارزش می تواند اضافه و یا کاهش یابد استفاده می شود(بونتیس،ژاکوبسن،دراگونتتی و روس 1999).

بونتیس و همکاران وی ارزش افزوده اقتصادی را به عنوان زبان عمومی و محک زنی برای مدیران تعریف کرده اند.تا ایجاد ارزش و پذیرش گسترده آن در اجتماعات مالی را شرح دهند.که میتواند برحق بودن شرکت در بازارهای مالی را افزایش دهد.برطیق نظر استراسمن(1999) ارزش افزوده اقتصادی نتیجه خاص تمام فعالیت های مدیریتی می باشد.توجه EVA به بهبود محاسبه ارزش افزوده بازار می باشد.ارزش افزوده بازار توسعه بین نقدینگی و سرمایه گذاران موسسه در کسب و کار از زمانی که موسسه شروع به فعالیت نموده را نشان میدهد.و ارزش فعلی نقدینگی که می توان از آن با فروش سهامشان بدست آورد را نشان می دهد.با به حداکثر رساندن این توسعه مدیران شرکت ثروت سهامداران شرکت را متناسب با کاربردهای دیگر سرمایه به حداکثر میرسانند(بنتیس و همکاران،1999).

[1] Tobins Q Model

دانلود پایان نامه