توليد ناب و صنايع ايران.پایان نامه چابکی سازمانی و رقابت پذيری سازمانی

دانلود پایان نامه

توليد ناب و صنايع ايران

 

در زمينه بررسی های علمی و مطالعه تحقيقاتی توليد ناب در ايران تلاش چشمگيری انجام نشده است و مقالات انگشت شماری در اين زمينه به انتشار رسيده است. در يکی از اين مقالات که توسط سيد حسينی و بيات ترک در سال 1382 به انجام رسيده است به ارزيابی عوامل توليد ناب با استفاده تکنيک تجزيه تحليل ابعادی در سيستم های توليدی سفارشی پرداخته شده است. اين مقاله با عنوان «ارزيابی عوامل توليد ناب در سازمان های توليدی غير پيوسته (سفارشی )» ضمن معرفی عوامل و ويژگيهای توليد ناب سعی دارد با استفاده از روش تجزيه و تحليل ابعادی مدلی را ارائه دهد که ميزان سازگاری کارخانجات توليدی را با معيارها و ويژگيهای توليد ناب قياس نمايد. در همين راستا طی مطالعات به عمل آمده, عوامل توليد ناب به 9 عامل اصلی و 85 معيار فرعی تقسيم گرديده اند و سپس يکپارچگی عوامل مؤثر بر آن، با استفاده از تکنيکهای آماری ضريب همبستگی، ضريب رگرسيون چند متغيره و فاکتور آناليز مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته اند.يکی از ويژگيها و نوآوريهای اين مقاله، کاربرد توليد ناب در کارخانجات توليد سفارشی است؛ چراکه  اکثر پژوهشهای گذشته در کارخانجات خودروسازی که توليد پيوسته و بر اساس محصول دارند انجام شده است. جامعه آماری مورد پژوهش، گروه صنعتی سديد است که با برخورداری از چندين شرکت بزرگ توليدی از جمله شرکتهای عظيم توليدی کشور محسوب می گردد

نتايج به دست آمده حاکی از اهميت بسيار زياد سازماندهی و رهبری در توليد ناب است و عوامل ديگر از قبيل تکنولوژی اطلاعات و سيستم اطلاعات مديريت، منابع انسانی و مديريت زنجيره تأمين کنندگان به ترتيب از ديگر عوامل مهم در دستيابی به توليد ناب هستند. همچنين نتايج حاصل از فاکتور آناليز بيانگر آن است که 9 عامل اصلی توليد ناب در مجموع به دو دسته کلی تقسيم می شوند که دسته اول شامل عوامل تکنولوژی اطلاعات، سازماندهی و رهبری، ساماندهی منابع انسانی، خريد و تدارکات، مديريت زنجيره عرضه، مديريت فرآيند توليد و مديريت تعمير و نگهداری و دسته دوم شامل مديريت کيفيت جامع و مديريت تجهيزات و سخت افزار می گردد(سيد حسينی و بيات ترک،1384).

 

        6.2.2. توليد ناب و صنايع کاشی و سراميک

 

بر اساس داده های ارائه شده توسط ASCER[1] در سال 2001 توليدات صنايع کاشی و سراميک در سرتاسر جهان 5727 ميليون مترمربع بوده است که اين مسئله نشان دهنده اهميت اين صنعت در اقتصاد جهانی می باشد. بازارهای اصلی اين صنعت شامل کشورهای چين، برزيل، اسپانيا، امريکا و ايتاليا می باشد. در اين بين اسپانيا با توليد 638 ميليون مترمربع، 11 درصد از بازار را در اختيار دارد. در حاليکه شرکتهای کاشی اين کشور 26100 کارگر را در خود جای داده اند. بنابراين به طور متوسط هر کارخانه اسپانيايی 87 کارگر دارد. ميانگين بهره وری کارگران اين صنعت در سال 2001، 2078 مترمربع در هر ماه برای هر کارگر بوده است. اين نرخ از سال 1997 تا سال 2003 بدون تغيير مانده است(Bonavia & Marin,2006).

تا پيش از آغاز دهه 90، متغيرهای اصلی در توليد کاشی و سراميک عبارت بودند از: هزينه های انرژی، هزينه های نيروی انسانی، پردازش مواد خام و … (يبارا و ديگران، 1996) . از دهه 1990 به بعد بود که فرآيندهای توليد در اين بخش که تا آن زمان سنتی بودند پيچيده تر شده و باعث شدند تا استراتژی های مديريت عمليات در اين بخش دچار تحول گردند (رومانو، 2001). يکی از استراتژی های جديد قابل بکارگيری در اين بخش توليد ناب می باشد.

تا اين زمان موارد محدودی کار تحقيقاتی علمی در زمينه توليد ناب در اين صنعت گزارش شده است. از جمله اين موارد انگشت شمار می توان به مقاله راولی[2] که در سال 1996 انجام شده است اشاره نمود. راولی در اين مقاله نشان داده است که ويژگيهای صنايع کاشی انگليس و ايتاليا منطبق با اصول توليد انبوه می باشد (راولی، 1996). بر اساس نظرات راولی چنين صنعتی بايد به طور قابل توجهی پويا باشد بنابراين شرکت های فعال در اين زمينه انگيزه های بسيار زيادی برای استفاده از روشهايی دارند که انعطاف پذيری را به فرآيندهای توليدی آنها باز گرداند (راولی، 1996).

در تحقيق ديگری که محققينی مانند کارلسون و آهل اشتروم انجام داده اند يک مدل عملياتی از اصول توليد ناب ارائه شده است. اين مدل وضعيت بکارگيری توليد ناب در صنايع دستی و انبوه را مقايسه و بررسی می کند. در اين تحقيق کارلسون و آهل اشتورم مدل خود را به صورت موردی در صنايع سراميک(به عنوان نمونه از صنايع توليد انبوه) و صنايع توليد ميز انگلستان(به عنوان نمونه صنايع دستی) بررسی نموده اند(Ahlstrom & Karlsson, 1996)( (Mieir & Forrester, 2002).

در جديدترين مقاله ای که در سال 2006 توسط بوناويا و مارين در صنايع کاشی و سراميک اسپانيا انجام شده است به بررسی ميزان استفاده از برخی نشانگرهای توليد ناب در صنعت کاشی و سراميک پرداخته شده است و روابط انان را با اندازه کارخانه سنجيده و تأثير انان بر عملکرد صنايع اين بخش را مورد بررسی قرار گرفته است. اين مقاله با عنوان «مطالعه تجربی توليد ناب در صنايع کاشی و سراميک اسپانيا» در مجله بين المللی مديريت توليد و عمليات به چاپ رسيده است.

نتايج اين تحقيق نشان می دهد در بخش کاشی و سراميک هنوز فعاليتهايی چون تکنولوژی گروهی، کانبان حذف زمان راه اندازی، توسعه کارگران چندوظيفه ای و کارخانه (کنترل) بصری به طور کامل اجرا نمی شوند. در عوض فعاليتهايی چون استانداردسازی عمليات، نگهداری و تعميرات جامع بهره ور و کنترل کيفيت نسبتاً خوب در حال اجرا می باشند.

در اين مقاله نيز مانند برخی تحقيقات ديگر مؤلفه های توليد ناب شناسايي شدند و ارتباط آن ها با اندازه شرکت بررسی شد. نتايج اين تحقيق نشان دادند که ارتباط ضعيفی بين اندازه شرکت و بکارگيری اصول توليد ناب درآن وجود دارد.

همچنين نتايج اين پژوهش بيانگر اين است که در صنايع کاشی و سراميک اسپانيا از بين ابزارهای توليد ناب، نگداری بهره­ور جامع و کنترل کيفيت کاربرد زيادی دارند. در مقابل ابزارهای ديگر مانند تکنولوژی گروهی، کانبان، حذف زمان راه اندازی، کارگران چند وظيفه ای و استفاده از گرافها و پانلها برای توليد بصری به ندرت کاربرد دارند(Bonavia & Marin,2006).

 

1.Spanish Association Of  Tile, Pavement and Ceramic Floor Tile Manufactures

2.Rowley

دانلود پایان نامه