تاثیر ساختار هیات مدیره و کیفیت حسابرسی بر سیاستهای نقدینگی و ارزش افزوده بازار.پایان نامه تاثیر ساختار هیئت مدیره و کیفیت حسابرسی بر سیاست های نقدینگی

دانلود پایان نامه

تاثیر ساختار هیات مدیره و کیفیت حسابرسی بر سیاستهای نقدینگی و ارزش افزوده بازار

در سالهاي اخير، توجه به مفهوم نظام راهبري شركت، به طور فزاينده اي افزايش يافته است. از جمله مهمترين معيارهاي نظام راهبري شركت كه به طور گسترده در ادبيات مالي مورد استفاده قرارگرفته است، عبارت اند از: نسبت اعضاي غيرموظف(غيراجرايي) هيات مديره، اندازه هيات مديره و دوگانگي مسئوليت مديرعامل.

طبق نظريه نمايندگي، حضور مديران غيرموظف مستقل يعني مديراني كه سمت اجرايي در شركت ندارند و عملكرد نظارتي آنها به عنوان افرادي مستقل، موجب كاهش تضاد منافع ميان سهامداران و مديران شركتها      مي شود. اندازه هيات مديره، يكي ديگر از سازوكارهاي نظام راهبري شركت است كه در پژوهش هاي مختلف مورد بررسي قرارگرفته است. اغلب پژوهشگران دريافته اند كه اندازه هيات مديره به دو طريق موجب بهبود عملكرد شركت مي شود:

ü نياز بيشتر شركت به ايجاد ارتباط با محيط بيرون شركت

ü مسئوليت اجرايي بيشتر در شركتها(كريوگرسكي[1]، 2006).

 

اندازه هیأت مديره به عنوان عنصری با اهمیت در ويژگیهای هیأت مديره مطرح است. تعداد بهینه اعضای هیأت مديره بايد به گونه ای تعیین شود که نسبت به اين موضوع که اعضای کافی برای پاسخگويی به وظايف هیأت مديره و انجام وظايف مختلف هیأت مديره وجود دارد، اطمینان خاطر حاصل شود(چنگ[2]، 2008).

اعضای غیرموظف هیأت مديره از طريق نظارت بر مديران موظف، بر روی تصمیمات آنان نظارت دارند. در نتیجه ترکیب هیأت مديره می تواند بر عملکرد مالی شرکتها اثرگذار باشد. در صورتی که اکثريت اعضای هیأت مديره را مديران مستقل غیرموظف تشکیل دهد، هیأت مديره از کارايی بیشتری برخوردار خواهد بود. تئوری نمايندگی برای افزايش استقلال هیأت مديره از مديريت، از اين ايده پشتیبانی می کند که هیأت مديره می بايست تحت اختیار مديران بیرونی(غیراجرايی) باشد. زيرا رفتارهای فرصت طلبانه مديريت بايد توسط مديران غیراجرايی شرکت تحت کنترل و نظارت باشد. وجود چنین مديرانی می تواند کیفیت تصمیمات مديريت را تحت تأثیر قرار داده و راهکارهای مناسب که بايد توسط مديريت انجام شود تا عملکرد شرکت بهبود يابد را در اختیار وی قرار  می دهد(فینگالد و همکاران، 2007).

اثربخشی تفکیک تصمیم گیری توسط مديريت و کنترل توسط هیات مديره از آنجا نشات می گیرد که مديران غیرموظف به دلیل منافعشان حاضر به تبانی با مديران اجرايی نمی باشند. از آنجا که مديران غیرموظف اکثراً در ساير شرکتها دارای سمت های اجرايی مديريت يا تصمیم گیری می باشند، انگیزه بالايی برای کسب شهرت به عنوان تخصص امر تصمیم گیری و برخورداری از فرصتهای شغلی بهتر در آينده دارند. عدم همسويی انگیزه مديران برای استفاده از ثروت مالکان برای منافع شخصی خويش با انگیزه مديران غیرموظف برای کسب شهرت باعث بهبود نظارت بر مديريت شرکت شده و کاهش هزينه های نمايندگی و در نتیجه افزایش نقدینگی و ارزش شرکت را در پی خواهد داشت )فاما و جنسن[3]، 1983). بدین ترتیب اگر ساختار هیات مدیره(اندازه و استقلال هیات مدیره) به درستی طراحی گردد، می تواند نقشی در نقدینگی و ارزش شرکت ایفا نماید.

حسابرسی به نوبه خود نقش بسیار حیاتی در تضمین یکپارچگی گزارشگری مالی که توسط عملیات موثر بر بازار سرمایه مورد استفاده قرار می‌گیرد را ایفا می‌کند. به طوری که انجام حسابرسی با کیفیت بسیار بالا و متوسط می‌تواند باعث افزایش سطح اعتماد عمومی و ایجاد اعتماد به نفس ذینفعان و سرمایه‌گذاران در تصمیم‌گیریهای خود و همچنین ایجاد اعتماد به نفس در یکپارچگی صورتهای مالی صادر شده توسط شرکتها را به همراه داشته باشد(قراچورلو و بادآورنهندی، 1392).

عملکرد شرکت یکی از موضوعاتی است که همواره مورد توجه مدیران، سرمایه گذاران و سهامداران می باشد، چرا که بهبود عملکرد شرکت جزء وظایف مدیران شرکت است. هر چه عملکرد و کارایی شرکت بهتر باشد، مسلما کیفیت تولید، فروش و خدمات ارائه شده برای مشتریان مناسب و مطلوب خواهد بود، که این کار نیاز به سر کار آمدن افراد با تجربه و متخصص در آن صنعت و همچنین حسابرس معتمد، و در نهایت تلاش برای بالاتر بودن کیفیت کار آنها در ارائه صورتهای مالی مطلوب تر و معقول تر خواهد بود.

گزارش حسابرسی و کیفیت ارائه صورتهای مالی و به عبارتی کیفیت حسابرسی، نشانه مهمی از سلامت و عملکرد شرکت می باشد. شرکتهایی که عملکرد آنها از سالی به سالی بهتر می شوند، مسلما از افراد توانمند برای بسط دادن اعتبار و ارزش شرکت استفاده می کنند که یکی از آنها، حسابرس می باشد. حسابرس توانمند و پشتکار را می توان یکی از عوامل بالاتر رفتن کیفیت گزارشهای مالی دانست.

حسابرسانی که در صنعت مورد نظر تخصص دارند، به دلیل داشتن توانایی بیشتر در شناسایی و برخورد با مشکلات ویژه آن صنعت می‌توانند حسابرسی را با کیفیت بالاتری انجام دهند. بنابراین، هرچه کیفیت گزارش حسابرسی بالاتر رود، کارایی و ارزش شرکت نیز افزایش خواهد یافت.

كيفيت حسابرسي، مي تواند حداقل به دو صورت با عملکرد شرکت مرتبط باشد؛

ü اول اينكه، اغلب اين موضوع بحث شده است كه كيفيت حسابرسي، با توجه به كم كردن عدم تقارن اطلاعاتي بين شركت و سرمايه گذاران، موجب كاهش هزينه هاي شرکت می شود و آن می تواند به بهبود عملکرد شرکت کمک کند.

ü دوم اينكه، بخش عمده اي از ادبيات موجود در حوزه تحقيقات حسابداري اشاره دارند كه كيفيت حسابرسي، نقشي حياتي در كاهش مشكلات نمايندگي ايفا مي كند. براي نمونه، كيفيت حسابرسي مي تواند منبع اصلي سهامداران براي نظارت بر مديران باشد. بنابراين، اگر كيفيت حسابرسي، مشكلات نمايندگي را كاهش دهد، مي تواند با افزايش توانايي سهامداران در نظارت بر مديران، به بهبود عملکرد شرکت ياري رساند، زيرا افزايش توانايي سهامداران در نظارت بر مديران، موجب بهبود عملکرد و ارزش شرکت و در نتیجه موجب کاهش رفتارهای فرصت طلبانه مدیران می شود(ورچیا[4]، 2001).

وان دن برگه[5](2001) بیان می کند که عملکرد، در نهایت نتیجه بسیاری از عوامل به هم پیوسته است که در آنها کیفیت حسابرسی تنها یک عنصر ممکن در مجموعه کلی محرکهای عملکرد است. طبق پژوهش های انجام شده، اگر شرکتها در جهت بهبود و ارتقای وضعیت کیفیت حسابرسی تلاش کنند این موضوع تاثیر مثبتی بر عملکرد و ارزش شرکت در بازارهای مالی می تواند داشته باشد.

مايانگساري[6](2007) معتقد است زماني كيفيت حسابرسي بالا است كه حسابرسان، انتخابهاي غيرمعقول مديريت از ميان روشهاي حسابداري را محدود كرده و مانع از ارائه نادرست وضعيت مالي شركت شوند؛ اما، زماني كه كيفيت حسابرسي پايين است، حسابرس نه تنها محدوديتي براي مدير ايجاد نمي كند، بلكه حتي ممكن است به وي براي استفاده از راههاي گريز موجود در اصول پذيرفته شده حسابداري مشاوره داده و مدير را در ارائه نادرست وضعيت مالي شركت ياري كند. سرمایه گذاران و اعتباردهندگان، کنترل کنندگان فعال شرکتها هستند و با افزایش سهم مالکیت انگیزه های بیشتری برای کنترل رفتار سازمانی پیدا می کنند و خواستار کیفیت بالاتری برای حسابرسی می شوند و مدیریت نیز تلاش می کند که از طریق همکاری با حسابرسان و تقاضای کیفیت بالاتر برای خدمات حسابرسی، نشان دهد که علاقه زیادی به ارائه اطلاعات مالی قابل اتکاء دارد. لذا شرکتهایی که از انسجام مناسبی برخوردارند، مسلما عملکرد بهتری را به دنبال خواهند داشت.

 

 

[1] Krivogorsky

[2] Cheng

[3] Fama & Jensen

[4] Verrecchia

[5] Van dan bergeh

[6] Mayangsari

دانلود پایان نامه