انواع راهبرد توالی-پایان نامه بررسی سودآوری استراتژی معکوس

دانلود پایان نامه

انواع راهبرد توالی

راهبرد­های توالی انواع مختلفی دارند که از آن جمله می‌توان به توالی قیمت، سود و صنعت اشاره کرد که در زیر به تشریح آن‌ها پرداخته می­شود

2-13-5-2 توالی قیمت سهام منحصر به فرد

جگادیش و تیتمن (1993)، توالی قیمت سهام منحصر به فرد را به صورت سهامی تعریف می‌کنند که در گذشته خوب عمل کرده است و در آینده نیز بهتر از سهامی که در گذشته ضعیف عمل کرده‌اند، عمل می‌کند. آن‌ها این نظریه را با درجه‌‌بندی یا رتبه‌‌بندی سهام‌ها با درآمدهایشان در یک دوره بررسی می‌کنند و اوراق بهادار برابر را با خریدن ده درصد بالایی یعنی برندگان و فروختن ده درصد پایینی یعنی بازندگان ایجاد می‌کنند. این عمل یک راهبرد‌ سرمایه‌گذاری خود محور را ایجاد می‌کند.آن‌ها دوره‌های نگهداری 3 تا 12 ماهه را بررسی کردند. آن‌ها درآمدهای غیرعادی مثبت را در تمام دوره‌های نگهداری بدست آوردند. با این حال آن‌ها دریافتند که در طول ماه اول، آن‌ها اثر معکوسی را مشاهده می‌کنند و به درآمدهای منفی می‌رسند. در تمام این دوره‌ها و دوره‌های سرمایه‌گذاری آن‌ها دریافتند که دوره سرمایه‌گذاری 6 ماهه و دوره نگهداری 6 ماهه بیشترین درآمد 01/12% را سالانه ایجاد می‌کند (کاهان 2008، 31).

چریدا و شیواکومر[1] (2002) سهام‌های بورس اوراق بهادار آمریکا،  مرکز مبادلات نیویورک را با پرتفوی
وزن­دار مساوی[2] تجزیه و تحلیل می‌کنند و به درآمدهای غیرعادی و از نظر آماری معنادار رسیدند. آن‌ها مدعی شدند که درآمدهای توالی خوب هستند به خاطر استخراج داده‌ها نمی‌باشد. آن‌ها همچنین می‌گویند سودهای غیرعادی بدست آمده به وسیله راهبرد‌ توالی را می‌توان با متغیرهای اقتصاد کلان توجیه کرد و زمانی که این متغیرها اعلام می‌شوند، هیچ راهی برای نفع بردن از این نوع راهبرد‌ وجود ندارد (کاهان 2008، 32).

حامد و تانگ[3] (2000) به توالی در شاخص‌های سهام بین‌الملل می‌پردازند. آن‌ها نتیجه گرفتند که توالی در تمام بازارها و نه فقط در بازارهای نوظهور مرسوم می‌باشد و زمانی قوی‌تر است که دوره نگهداری 4 هفته باشد. یک یافته کلیدی این است که افزایش در حجم در یک دوره سرمایه‌گذاری باعث درآمد توالی بالاتری می‌شود. تحقیقات همچنین پدیده توالی قیمت را در بازارهای بین‌الملل بررسی می‌کنند. دمیر و والتر[4] (2004) پدیده قیمت سهام را در بازار استرالیا بررسی کردند. آن‌ها از افق زمانی 30، 60، 90 و 180 روزه استفاده کردند تا ببینند آیا می‌توانند درآمدهای غیرعادی را بدست آورند. آن‌ها متوجه شدند که سهام با درآمد بالا در گذشته در دوره نگهداری بهتر عمل می‌کنند و سهام‌هایی که درآمد پایین‌تری در گذشته دارند در دوره نگهداری بعدی بدتر عمل می‌کنند. با خرید سهام‌های با عملکرد خوب و فروختن سهام‌ بد، آن­ها درآمدهای غیرعادی مثبت و از نظر آماری معنادار را بدست می‌آورند. درآمدهای غیرعادی در سهام‌های با سرمایه‌گذاری بازاری کم مشهود می‌باشد. آن­ها متوجه شدند که سهام‌های نقدی‌تر بالاترین هم‌بستگی را با درآمد دوره‌ی نگهداری دارند. این مقاله با گنجاندن سهام‌هایی که برای فروش در کوتاه مدت در تبادل سهام استرالیا تصویب شدند، زاویه‌ی منحصر به فردی از توالی را بدست می‌آورد. راون هورست[5] (1998) درآمدهای غیرعادی را در 3 تا 12 ماه در 12 کشور اروپایی بر مبنای داده‌های 1980 تا 1995 یافت. راون هورست (1999) 20 بازار نوظهور و 1750 سهام منحصر به فرد را بررسی کرد و با استفاده از درآمدهای سهام گذشته به مدارکی دست یافت. گریفین و مارتین[6] (2003) 40 کشور را بررسی کردند و به سودهای توالی کوتاه مدت و آماری معناداری رسیدند. با استفاده از مدل غیرشرطی رول و راس[7] (1986) آن­ها نتیجه گرفتند که این به خاطر ریسک‌های اقتصاد کلان نمی‌باشد بلکه به خاطر ریسک‌های خاص کشور می‌باشد. حامد (2002)، 6 بازار سهام آسیایی نوظهور را در 1981 تا 1994 بررسی کردند. آن­ها درآمدهای غیرعادی کمی را در این دوره با استفاده از یک دوره نگهداری 6 ماهه یافتند. با این حال آن‌ها متوجه شدند که این با تمام بازارها سازگار نیست و با سهام‌های با فروش پایین رخ می‌دهد. بعد از سازگاری با سایز و نقدینگی، آن­ها دریافتند که این درآمدها دیگر معنادار نمی‌باشند و نتیجه گرفتند که بازارهای آسیایی با بازارهای آمریکا نسبت به نحوه واکنش به اطلاعات گذشته هم‌بستگی ندارند. هیوجا وسانتاماریا[8] (2007) توالی قیمت را در بازار اسپانیا در دهه 1990 بررسی کردند. آن­ها مدارکی را یافتند با این حال آن به نظر می‌رسد که بعد از بحران 1997 ناپدید شد. هانگ و روبسم[9] (2007) می‌گویند به خاطر سودهای توالی از خرید سهامی که قیمتش در­گذشته افزایش یافته است و فروش سهامی که قیمت آن کاهش یافته است (کاهان 2008، 34).

2-13-5-3 توالی صنعت

 راهبرد‌های توالی با استفاده از وضعیت صنعتی شرکت‌ها ایجاد شدند تا پرتفوی سهامی که در گذشته بهتر عمل می‌کنند و سهامی که بد عمل می‌کنند را به وجود آورند. گرینبلات و ماسکویتز[10] (1999) مشکلات این راهبرد‌ را با استفاده از پرتفوی­های موزون شده ارزشی توضیح می‌دهند. با رتبه‌بندی سهام‌ها در هر صنعت به وسیله درآمدهای گذشته‌شان 10% بالایی به پرتفوی برنده و 10% پایینی در هر صنعت به عنوان پرتفوی بازنده انتخاب می‌شود. برای فرموله کردن پرتفوی­های برنده خریداری و بازنده فروخته می‌شوند. با استفاده از دوره سرمایه‌گذاری یک ماهه و دوره نگهداری یک ماهه آن‌ها متوجه درآمدهای غیرعادی شدند. با این حال بیشترین درآمد به وسیله فروش کوتاه مدت بدست می‌آید. لیانو و هوانگ[11] (2004) نیز نتایج آماری معناداری را با استفاده از پرتفوی­های صنعتی بدست آورند که در کوتاه مدت و کمتر از 4 هفته رایج بود(گرینبلات و ماسکویتز 1998، 22).

2-13-5-4 توالی کشور

راهبرد‌های توالی کشور فرایند تفکیک سهام به دسته‌بندی کشوریشان و خرید سهام در کشورهایی است که بد عمل کرده‌اند. با استفاده از مدل موزون شده ارزشی، ریچاردز[12] (1997) این نظریه را تست می‌کند و متوجه شد که راهبرد‌های گردش کشوری می‌توانند درآمد مازاد اندکی را در دوره متوسط تحویل دهند. چان‌[13] و همکارانش (2001) به راهبرد‌های فاکتور توالی نگاهی انداختند. با استفاده از شاخص‌های جریان داده بازار و پرتفوی موزون شده ارزشی، آن‌ها درآمدهای غیرعادی مثبت را در کوتاه مدت یافتند. در مقابل، راون هورست (1999) مدارک اندکی در مورد توالی کشور در تحقیق خود از 20 بازار نوظهور با استفاده از پرتفوی موزون شده مساوی و موزون شده ارزشی بدست آمد. آن‌ها پیشنهاد کردند که تأثیرات توالی حاصل یک مؤلفه مشترک در تمام بازارها می‌باشد (کاهان 2008، 35).

2-13-5-5 راهبرد‌های شتاب/توالی جهت­دار

در تحقیق اخیر مفهوم توالی جهت­دار معروف به راهبرد‌ شتاب نیز می‌باشد که به بررسی الگوهای موجود در دوره‌های سرمایه‌گذاری می‌پردازد تا بفهمد آیا درآمدهای غیرعادی با استفاده از این اطلاعات بدست می‌آیند یا نه.

نینگ و گرسیس[14] (2006) بررسی کردند که چگونه جابجایی قیمت‌های سهام در یک بخش می‌تواند بر انتظارات بازار و درآمدهای بعدی تأثیر گذارد. آن­ها دریافتند که سهامی که درآمد ماهانه را نشان می‌دهد سود بیشتری دارند. نتایج آن­ها نشان می‌دهد که این حالت طی یک دوره 18 ساله حفظ می‌شود و در دهه 1990 زمانی که بازار متغیر است برجسته‌تر می‌باشد. این مورد با نتایج اخباری[15] وگریسیس (2007) سازگار بود که می‌گویند راهبرد‌های توالی جهت دار زمانی خوب عمل می‌کنند که بازار سهام ناآرام باشد و قیمت‌ها کاهش یابند. آن­ها دریافتند که استفاده از یک راهبرد‌ توالی جهت دار تحت این شرایط برای سرمایه‌گذاران کوچک مفید است و آلفاها و بتاهای کمتر از یک وجود دارند. گتلمن و مارکس[16] (2006) نیز به راهبرد‌های شتاب در توالی نگاهی انداختند. آن­ها سرعت تغییر سهام را در دوره سرمایه‌گذاری مقایسه می‌کنند آن­هایی که درآمدشان افزایش می‌یابد، خریداری می‌شوند. آن­ها دریافتند که سهام با شتاب پایین اما توالی یکسان همانند سهام با توالی یکسان اما با شتاب بالا عمل نمی‌کنند. آن‌ها می‌توانند 2-3 درصد بیشتر درآمد کسب کنند تا اینکه بخواهند از راهبرد‌های توالی متعارف استفاده کنند (کاهان 2010، 69).

 

2-13-5-6 توالی جورج- هانگ (قیمت بالای 52 هفته‌ای)

در یک تحقیق جدید جورج وهانگ این ایده را بررسی کردند که بالاترین قیمت سهام در سال گذشته که معروف به قیمت بالای 52 هفته‌ای است متناسب با قیمت کنونی‌اش می‌تواند جهت تغییر و جابجایی قیمت در آینده را پیش‌بینی کند. آن­ها دریافتند که اگر سهام نزدیک به قیمت بالای 52 هفته‌ای خود باشد، در آینده احتمال دارد که در یک دوره نگهداری خاص به تناسب سهامی که در قیمت بالای 52 هفته‌ای خود دور است، افزایش یابد. بر مبنای این نظریه، پرتفوی­­های برابر با رتبه‌بندی سهام از نزدیک‌ترین سهام به قیمت بالای 52 هفته‌ای تا سهامی که دورترین بود ایجاد می‌شود. 30% بالا پرتفوی برنده[17] و 30% پایین پرتفوی[18] بازنده می‌باشند که یک راهبرد‌ با سرمایه‌گذاری خود محور را ایجاد می‌کند و آن‌ها قادرند تا درآمدهای غیرعادی مثبت را ایجاد کنند. این نتیجه در سهام آمریکا از 1963 تا 2001 بدست آمد با این فرض که دوره نگهداری 6 ماه باشد. سود بردن از این راهبرد‌ این ایده را به چالش می‌کشد که بازار کارا و نیمه قوی بر مبنای تعاریف فاما می‌باشد. جورج وهانگ نیز نتایج خود را با تست‌های دو مقاله در مورد توالی مقایسه می‌کنند که راهبرد‌ شتاب قیمت سهام جگادیش و تیتمن (1993) و دسته‌‌بندی صنعتی گرینبلات و ماسکویتز (1999) می‌باشند. آن­ها دریافتند که راهبرد ‌52 هفته‌ای بالا بهتر از ایده‌های متعارف توالی در دوره آزمایشی عمل می‌کند. به دنبال ایده جورج وهانگ، کاهان و مارشال (2005) نزدیکی قیمت کنونی سهام به قیمت بالای 52 هفته‌ای را در بازار سهام‌ استرالیا بررسی کرد. آن‌ها درآمدهای غیر نرمال مثبت و از نظر آماری معنادار که حتی از درآمدهای نشان داده شده در بازار آمریکا بالاتر بودند را نشان دادند. این بر مبنای راهبرد‌ نگهداری 6 ماهه با استفاده از داده‌های سال‌های 1990 تا 2003 بود. مجدداً راهبرد‌ توالی قیمت بالای 52 هفته‌ای بهتر از ایده توالی قیمت سهام و توالی دسته‌بندی صنعتی گرینبلات و ماسکویتز (1999) عمل کرد. در این راهبرد‌، ایده استفاده از سهام و اوراق بهادار وجود دارد که برای فروش پایین در بازار استرالیا پذیرفته و به تصویب رسید. بر مبنای یک مقیاس جهانی، ویلسون و وانگ[19] (2007) به تفاوت درآمدها بین فرهنگ‌های اصالت گرا مثل آمریکا، بریتانیا و آلمان و فرهنگ‌های جمعی مثل ژاپن و کره جنوبی با استفاده از راهبرد‌ توالی بالای 52 هفته‌ای نگاهی می‌اندازند. نتایج نشان می‌دهد که این تأثیر در فرهنگ‌های اصالت گرا قوی‌تر از فرهنگ‌‌های جمعی است. آن‌ها با نگاهی به 45 کشور که از راهبرد‌ بالای 52 هفته‌ای استفاده کردند، پس به درآمدهای غیر نرمال معنادار بروند. آن‌ها با مقایسه این کشورها درآمدهای غیر نرمال بالایی را در کشورهای با اصالت گرایی بالا یافتند که از یک سیستم رتبه‌بندی یا درجه‌بندی توسط هافستد استفاده شد. آن‌ها می‌گویند این پدیده به خاطر افزایش سطح اعتماد به نفس شرکت‌کننده می‌باشد (جورج و هانگ 2004، 58).

[1]  Chorida& Shivakumar

[2]  Equally whieghted portfolios

[3]  Hameed& Tong

[4] Demir& Walter

[5]  Rouwenhorst

[6]  Griffin& Martin

[7]  Roll& Ross

[8] Muga& Santamaria

[9] Rubesam

[10] Moskowitz& Grinblatt

[11]  Liano& Huang

[12] Richards

[13] Chan

[14] Ning& Gressis

[15] Akhbari

[16] Gettlman& Marks

[17] Winner porfolio

[18] Loser porfolio

[19] Wilson& Wang

دانلود پایان نامه