اصول مدیریت دانش:پایان نامه در مورد رهبری

دانلود پایان نامه

اصول مدیریت دانش

اصول مدیریت دانش از دیدگاه داونپورت و پروساک (1998) عبارتند از:

1- دانش، نشات گرفته از افراد است و در افکار افراد جای دارد.

2- تسهیم دانش مستلزم اعتماد است.

3- فناوری، رفتارهای دانشی جدید را امکان پذیر می‌سازد (منظور از رفتارهای دانشی، رفتارهایی است به منظور خلق، توسعه، توزیع و غنی سازی دانش).

4- تسهیم دانش باید تشویق شود و پاداش داده شود.

5- حمایت مدیریت و تخصیص منابع (برای مدیریت دانش) ضروری است.

6- دانش، ماهیتی خلق شونده دارد و تشویق افراد موجب می‌شود که دانش به شیوه ای غیر منتظره گسترش یابد.

7- برنامه های مدیریت دانش باید با برنامه ای آزمایشی آغاز شود.

داونپورت، ده اصل را به شرح زیر به عنوان اصول مدیریت دانش ارائه داده است:

1- مدیریت دانش، مستلزم سرمایه گذاری است. دانش یک دارایی است، اما اثر بخشی آن مستلزم سرمایه گذاری در دارایی های دیگر نیز هست. همچنین بخش زیادی از فعالیت های مدیریت دانش، نیازمند سرمایه گذاری است. به عنوان مثال آموزش کارکنان فعالیتی است که به سرمایه گذری نیازمند است.

2- مدیریت اثر بخش دانش، نیازمند پیوند انسان و فناوری است. انسان و رایانه هر کدام توانایی خاص خود را دارند. به عنوان مثال، رایانه ها می توانند اطلاعات را سریع پردازش کنند اما قدرت آنها محدود به داده ها و اطلاعات است، ولی دانش در ذهن انسان است و فقط در آنجا پردازش می شود. از آنجا که دانش مبتنی بر داده و اطلاعات است. این دو در ارتباط با هم می توانند موثر باشند لذا سازمان ها برای مدیریت اثر بخش دانش نیازمند راه حل هایی هستند که انسان و دانش را با هم پیوند بزنند.

3- مدیریت دانش، سیاسی است، بر کسی پوشیده نیست که دانش قدرت است و لذا نباید جای تعجب باشد که هر کس که دانش را مدیریت کرده که کار سیاسی انجام داده است. اگر دانش در ارتباط با قدرت، پول و موفقیت است، پس بنابراین در ارتباط با گروه های فشار، توطئه و دسیسه و تعاملات سیاسی نیز باشند.

4- مدیریت دانش به مدیران دانش نیازمند است. مقصود داونپورت از مدیران دانش مدیرانی هستند که می توانند دانش های نهفته را دریافته و برای آن ارزش و اعتبار قائل شوند و این موضوع در بخش دولت مهمتر است. مدیران دانش باید اداره کنندگان خوبی برای دانش باشند.

5- مزایای مدیریت دانش، سرچشمه گرفته از ترسیم دانش است. ترسیم دانش به ترسیم نقشه های ذهنی افراد منجر می شود. هرکدام از ما بر اساس نقشه های ذهنی خود عمل می کنیم. نقشه ها و مدل های ذهنی افراد در واقع به منزله فیلترهای مفهومی هستند که می گویند چه اطلاعاتی را چگونه خواهیم دید.

6- تسهیم و بکارگیری دانش، ذاتی نیست. اگر دانش، منبع با ارزشی است و قدرت را به همراه خود می آورد، چرا باید آن را تسهیم نمود؟ مدیران دانشی که فرض می کنند انسان ها به طور طبیعی به این گرایش دارند که دانش خود را اندوخته و ذخیره کنند. موفق تر از آن هایی هستند که چنین تصوری را ندارند ما ممکن است وارد شدن دیگران به دانش خود را به عنوان یک تهدید به حساب آوریم. مگر آنکه در این زمینه اعتماد لازم ایجاد شده و شدیداً برانگیخته شده باشیم.

7- مدیریت دانش به معنی بهبود فرایندهای کار دانش است. بهبود کار دانشی مستلزم این است که دخالت های از بالا به پایین کمتر شود. کارکنان باید آزادی عمل و استقلال لازم را در کار خود داشته باشند، تا بتوانند دانش های خود را در راستای حل مسائل و تصمیم گیری ها به کار گیرند.

8- دستیابی به دانش تنها شروع کار است. دستیابی به دانش مهم است، اما موفقیت مدیریت دانش با آن تضمین نمی شود. دانش را باید به کار گرفته و در فرایندهای سازمانی وارد کرد به گونه ای که منجر به بهبود عملکرد سازمانی شود. برای موفقیت این امر باید انگیزه های لازم را در افراد ایجاد نمود.

9- مدیریت دانش هیچگاه به پایان نمی رسد. ممکن است مدیران دانش تصور کنند که اگر آنها توانسته اند دانش سازمانی را تحت کنترل خود بگیرند، کار به پایان رسیده است. هیچ وقت نمی توان تعیین کرد که چه زمانی برای پایان دادن به مدیریت دانش کافی است. همان طوری که در مورد مدیریت منابع انسانی نیز نمی توان چنین کاری کرد، زیرا نیازهای دانشی ما همواره تغییر می کند.

10- مدیریت دانش، نیازمند یک قرارداد  دانشی است. اگر دانش منبع مهمی است، می طلبد که توجه قانونی خاصی به آن بشود. آیا تمام دانشی که در ذهن کارکنان نهفته است متعلق به آن ها است. آیا آن ها مالک تمام دانش خود هستند، درصد کمتری از سازمان ها به این پرسش ها پاسخ داده اند. در قراردادهای دانش باید این موارد روشن شود (داو نپورت[1]، 1997).

اصول مدیریت دانش حاکی از آن است که مدیریت دانش، خود به خود در سازمان ها شکل نمی گیرد و زمینه و مهارت های خاصی را می طلبد. بعضی از سازمان ها ممکن است وظیفه اجرای مدیریت دانش را به بخشی از مدیران و یا کارکنان خود تفویض کنند. تجارب نشان داده است که تنها سازمان هایی موفق بوده اند که سطح مختلف سازمانی خود را در این امر درگیر کرده اند.

[1] Davenport

دانلود پایان نامه